(انوری)
- مجاز آزردگی خاطر، اندوهگین شدن، ناراحتی
بدبختی و دل آزردگی بر من چیره شده است. (نفیسی 425)
همه این حرکات جز دل آزردگی عمومی حاصلی نداشت. (طالبوف 233)
(دهخدا)
- حالت دل آزرده، دل آزرده بودن، آزرده خاطر بودن
ز بیداد دارا بجان آمده/ دل آزردگی در میان آمده (نظامی)
- اضطراب، بی آرامی
خبرهای ناگهانی باعث دلآزردگی او شد و آرامشش را از دست داد.
- درد، رنج
مبنای دل به روی تپیدن شکسته اند/ در زلف یار هیچ دل آزردگی نداشت (بیدل دهلوی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است